تقديم به تو که بهترينی

اين شعرو تقديم ميکنم به دوستم

مهناز چتر فيروز که اين روزا دلش شکسته

در پناه سايه ات خانه ای ساختم

با اميدی

و در سکوت تنهايی

نهالی کاشتم به وسعت انديشه هايت

و درختی سبز شد به بزرگی روحت

ريشه ام را با نگاهت پيوند زدم

و

زرد شدم

خشک شدم

ذره شدم

خاک شدم

تا با تو سبز شوم

با من باش

/ 45 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
man

من دارم به اين نتيجه ميرسم تو يا تو اين مملکت نيستی يا مثل من خفاشی

Hossein

سلام خورشید خانمی.تو اولین نفری بودی که برای بلاگم پیام گذاشتی.مرسی.بازم سر بزن.

man

پس چی هستی؟نکنه مثل من فلک زده هستی و امتحان داری؟

nooshabe

سلام ممنون که سر زدی شعرت خيلی قشنگ بود...موفق باشی...يا علی

کورش -وفادار دلشکسته

سلام...ممنون که سر زدي..يه بار ديگه بيا و داستان عشق من رو هم بخون! اگه دوست داشتي اي دي منو آدد کن که اپ ميکنم با خبر شي ...اگه مايل به تبادل لينک بودي بگو...فقط اگه ميشه لگو من رو بزار

Saeed Armand

Mona Jaan Salaam Please send your phone or your Email adress I will call you ASAP

نداي آسماني عشق

سلام خورشيد خانمی!می خواستم بگم يه ذره به روز باش.يعنی يه کم سريعتر به ما جواب بده

ابریک

سلام .....دلمون برای نوشته هاتون تنگ شده....پس کجاييد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الناز

مهر در خاک روييدنی ست چون گياه...