پرتغال

دلم ميخواد يه پرتغال با هم ديگه نصف بکنيم

ملچ ملوچ ترش و شيرين با هم ديگه کيف بکنيم

(برای تو که بهتريني)

/ 25 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
april

سلام... نمی شه پرتقال نباشه و مثلا نارنگی باشه؟ بهرحال قشنگ نوشتی. کامياب باشی. به منم سر بزن.

امیر مهاجر

سلام. قشنگ بود و لطیف. و یه جورایی بوی دوران بچه گی رو می داد.

ليلی، زير بارون، تنها

خيلی قشنگ و بامزه نوشتی ! خيلی هم معنی داره .. در مورد موزيک پرسيده بودی ! به اين آدرسی که ميدم سر بزن .. www.explorer.blogsky.com

مهدی

سلام... اميدوارم هر آنجا که هستيد شادُ پيروزُ سربلند باشيد...خيلی ممنونم ازين که به من سر زدين...کودک نجوا کرد:خدايا با من حرف بزن...مرغ دريايی آواز خواند کودک نشنيد!سپس کودک فرياد زد:خدايا با من حرف بزن...رعد در آسمان پيچيد امّا کودک گوش نداد!کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت:خدايا بگذار ببينمت! ستاره ای درخشيد ولی کودک توجه نکرد ! کودک فرياد زد : خدايا به من معجزه ای نشان بده و يک زندگی متولد شد امّا کودک نفهميد ! کودک با نا اميدی گريست...خدايا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اينجايی...بنابراين خدا پايين آمد و کودک را لمس کرد...ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت!!!... هر چه هست برای عشق است بی هیچ تاوانی آرزومنده آرزوهاتون ***مهدي*** تا سلامی ديگر خدانگهدار

ava

ممنون بهم سر زدی.وبلاگت خيلی زيباست.من بلد نيستم لينک بدم.ميتونيد کمکم کنيد؟

نگاهی دیگر

خوب بود اما يک نکته مبهم دارن مطالب شما به کسی نمی گن داستان تمومه يا نه