خورشیدخانمی

 
تولد يا مرگ مسئله اين است ( ۱)
نویسنده : مونا زاهد - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۸/٢٧
 

۲۱مهر مساويست با بيست و ........سال تولدم

وای بر من باز هم زندگی مال من نشد باز هم سهم مرا نپرداخت ورفت.

شايد سال دگر

شايد ده سال دگر و شايد صد سال بعد از مرگم

مهم بدنيا اومدن نيست

مهم چند سال مردنه   مهم زندگی ايست نه تو

مهم به موقع بر آوردن آرزوست

می دونی آرزو موقعی آرزوست که به موقع بر آورد بشه

اما آرزوهای من هميشه آرزو نيستند   يعنی بر آورده

ميشن اما نه به موقع

نميدونم چرا محاسبات زندگی من بهم ريخته

چهار ساله بودم و آرزويم داشتن يه چمدون آب نبات بود

و حالا بيست و ......... ساله ام و يه چمدون آب نبات دارم

حيران در حالی که با انگشتانم بازی ميکنم به چمدون آب

 نباتم نگاه ميکنم و نمی دونم با هاشون چيکار کنم.

و اما حالا آرزويم چيز ديگريست.کاش ده سال پيش آرزويم

 را بر ميداشتم و سر جايش ميگذاشتم.

زندگی چيست؟

زندگی جاده باريکيست که تو...........................


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : مونا زاهد - ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۳/۸/۱٢
 

آخر هر جاده ای مرگ است باور کرده ايم

باز بهر ديدن يک مرگ زيبا مانده ايم

وعده خوشبختی مارا به فردا داده اند

ما برای ديدن صد بار فردا مانده ايم


 
comment نظرات ()